سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

34

طب در دوره صفويه ( فارسى )

نامطلوبى قرار داشتند . فرير « 17 » كه در سال 1070 از اصفهان ديدن كرده است ، با وجود آنكه خود پزشك بود در يادداشت‌هاى خويش از هيچ بيمارستانى در شهر مزبور نام نمىبرد اما عالىجناب را فائل دومان « 18 » كه در همان ايام به عنوان يك مبلغ مذهبى در اصفهان بسر مىبرد مىنويسد كه هريك از شهرهاى بزرگ ايران داراى يك يا دو بيمارستان بود . دومان در ياداشت‌هاى خود پس از آنكه يادآور مىشود اصفهان شهر بزرگى است از بناى مكعب مستطيل شكلى نام مىبرد كه داراى يك راه روى سرپوشيده بلند بود و مىنويسد كه : « در طرفين اين راهرو اتاق‌هاى بزرگ و بدون پنجره‌اى قرار دارد ، از اين ساختمان استفاده زيادى به عمل نمىآيد و وقتى من آن را ديدم در يكى از اتاق‌هاى آن فقط يك هندى محتضر روى زمين خوابيده بود و در اتاق ديگر ديوانه‌اى را به ديوار غل و زنجير كرده بودند . در آن ايام بيمارستان در اصفهان از چنان شهرت بدى برخوردار بود كه مردم آن را « دار المرگ » مىناميدند . يكى ديگر از كسانى كه در دورهء صفويه از ايران ديدن كرده است و يادداشت‌هائى از خود بجا گذاشته است سرژان شاردن است . او در يادداشت‌هاى خود كه با دقت بيشترى از فرير تدوين كرده است مىنويسد : « در تبريز سه بيمارستان وجود دارد كه بسيار تميز و مرتب هستند ، اما كسى براى معالجه به آن‌ها مراجعه نمىكند و در نتيجه براى آنكه بدون مصرف نمانده باشند از آن‌ها براى توزيع غذا بين بينوايان استفاده مىكنند و به اين دليل مردم آن‌ها را « آش توكن » « 19 » مىنامند » ، به همين ترتيب در اردبيل نيز بيمارستانى بود كه در كنار مسجد جامع قرار داشت و از آن نيز براى توزيع غذا و خواربار بين درماندگان و زوار استفاده مىشد . از سوى ديگر على افضل قاطع مىگويد كه در بيمارستان شاهى قزوين خدمت مىكرده است و از بيمارانى اسم مىبرد كه به درمان آن‌ها پرداخته است و اين نشان مىدهد كه بيمارستان مزبور داراى فعاليت‌هاى درمانى بوده است . قاضى بن كاشف الدين هم از طبيبى كه در بيمارستان يزد كار مىكرد اسم مىبرد و نام بيمارستان را دار العباد ذكر مىكند ، اين اسم مىتواند مبين اين امر باشد كه بيمارستان مزبور مثل بيمارستان‌هاى مشهد و اردبيل در جوار مسجد ( و يا احتمالا در جوار آتشكده ) قرار داشته است . فرير در آن قسمت از يادداشت‌هاى خود كه دربارهء شيراز است از بيمارستان قديمى

--> ( 17 ) - Fryer ( 18 ) - Fr . Raphael du Mans ( 19 ) - به معنى محلى كه آش ريخته مىشود ( مترجم )